حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2584

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

مورّخ ارمنستان در تاريخ خود درج كرده . اكنون بايد ديد ، كه مفاد نوشته‌هاى ماراپاس كاتينا راجع بپارت و اشكانيان چه بوده : موسىخورن گويد ( كتاب 1 ، بند 8 ) . . . . . وال ارشك « 1 » ( واگ ارشك ) پس از اينكه بطور شايان تمامى قسمتهاى مملكت خود را بنظم و ترتيب صحيح درآورد ، خواست بداند ، كه كىها قبل از او در مملكت ارامنه سلطنت كرده‌اند و آيا آنها پادشاهانى جوانمرد بوده‌اند يا تنبل . بنابراين او شخصى را از اهل سوريه ، كه ماراپاس كاتينا نام داشت و فكور و آگاه از زبان يونانى و كلدانى بود ، يافته با هداياى گرانبهاء نزد برادر بزرگترش ارشك فرستاد و خواهش كرد ، كه دفاتر شاهى را براى او باز كند . بعد او در كتاب 1 ، بند 2 شرحى ذكر مىكند ، كه در صفحه 94 و 95 اين تأليف مندرج است و ، چون خارج از موضوع ما است ، تكرار نميكنيم . پس از آن موسىخورن موافق نوشته‌هاى ماراپاس كاتينا تاريخ ارمنستان را از نخستين پادشاه آن ( هايك ) شرح ميدهد و چون باز خارج از موضوع است ميگذريم . قسمتهائى ، كه به تيگران و اژدهاك و نيز بپادشاهان ماد راجع است در صفحات 205 و 216 و 217 اين تأليف ذكر شده . بالاخره او بسر موضوعى ميرسيد ، كه باشكانيان مربوط است و گويد ( كتاب 2 ، بند 2 ) : « شصت سال پس از فوت اسكندر ارشك دلير بسلطنت پارت رسيد . در شهرى ، كه آن را پهل آراوادن « 2 » ميناميدند و در كوشان « 3 » واقع بود ( اين شهر را ويكتور لانگلوا « 4 » با باختر ( بلخ ) مطابقت داده و گويد ، شهرى را ، كه يونانيها باكتر ميناميدند در نزد ارامنه به پهل معروف بود . بهرحال روايت ارمنى با روايتى موافقت دارد ، كه بالاتر در ابتداى كتاب چهارم ذكر شد و بنابرآن ارشك با برادرش از باختر بپارت آمدند . م . ) . ارشك جنگى وحشت‌آور كرده تمام مشرق را بتصرّف آورد و مقدونيها را از بابل راند ( مقصود از مقدونيها سلوكيهايند زيرا آنها اصلا

--> ( 1 ) - اين همان شخصى است ، كه اشكانيان ايران او را بتخت ارمنستان نشانيده بودند . ( 2 ) - Pahl Aravadin ( 3 ) - Kouschan . ( 4 ) - Victor Langlois .